مرتضى راوندى

807

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

بندى در دست داشتند ؛ وقتى كه ماشين زغال حركت مىكرد ، آن بند را مىكشيدند تا دريچه باز شود و هواى كافى براى استنشاق معدنكاران وارد دخمه‌هاى زيرزمينى شود . كارگران ، در تاريكى كامل ، چرخهاى حامل زغال‌سنگ را ، مانند محكومين به اعمال شاقه ، به جلو مىكشيدند . بسيارى از آنها در طول ماه ، حتى يك‌بار هم روز را نمىديدند . يعنى وقتى وارد معدن مىشدند تاريك بود و وقتى هم كه خارج مىشدند باز تاريك بود . كيفرهاى شديد هم در مورد بزرگسالان و هم در مورد كودكان اجرا مىشد . كتك خوردن و از دست دادن مزد ، مجازات كسانى بود ، كه دير سر كار خود حاضر مىشدند . اگر كسى پنجره را باز مىكرد ، جريمهء آن يك شيلينگ بود . جريمهء سوزاندن برق تا صبح ، دو شيلينگ بود . اگر كسى خود را مىشست يا سوت مىزد ، يك شيلينگ كيفر آن را مىپرداخت . حتى در يك كارخانه ، نزديك منچستر ، به كارگران اجازهء آشاميدن آب داده نمىشد . در سال 1832 ، از كسى كه دو دخترش به كارخانه مىرفتند ، از طرف كميته كار كودكان در كارخانه‌ها ، سؤال كردند كه : « بچه‌هاى شما چه ساعتى به كار مىروند ؟ » او جواب مىدهد : « ساعت سه بعد از نصف شب مىروند تا ساعت 10 شب روز بعد ، يعنى 17 ساعت ، كار مىكنند ؛ و در اين 17 ساعت ، فقط يك ربع ساعت صبحانه ، نيم ساعت ناهار و براى آشاميدن نيز ربع ساعت وقت دارند . » اين مدت هم معمولا به پاك كردن ماشين‌آلات كارخانه صرف مىشد و گاه تمام وقت تغذيهء آنها را مىگرفتند بطوريكه ناچار بودند صبحانه را ببرند خانه . به اين ترتيب ، كارگران مجبور بودند ساعت دو بعد از نصف‌شب ، براى لباس پوشيدن و خوردن غذا بيدار شوند . در نتيجه ، مجموعا 4 ساعت بيشتر نمىخوابيدند . اين دوران فقط 6 هفته طول مىكشيد . در ساير ايام سال ، فشار كار كمتر بود ؛ يعنى از 6 صبح تا 5 / 8 شب يعنى 5 / 14 ساعت در شبانه‌روز كار مىكردند كه وقت كمى نبود . وقتى كه از شخص سابق الذكر ، از ميزان خستگى فرزندانش سؤال مىكنند ، مىگويد : چنان خسته و بيحالند كه وقتى غذا را به دهان آنها مىگذاشتم ، به خواب مىرفتند و ناچار بودم آنها را تكان بدهم كه غذا را بخورند و بخواب بروند و در اثر اين وضع طاقتفرسا ، گاه دچار سانحه مىشدند ؛ چنان كه دختر من انگشتش بريده شد و 5 هفته در درمانگاه بسترى شد . و چون اين حادثه رخ داد ، مزد او را كاملا قطع كردند . مزد اين كارگران ، با اين شرايط دلخراش ، هفته‌اى سه شيلينگ بود . سؤال شد كه : « آيا بچه‌ها فرصت نشستن داشتند ؟ » جواب داد : « ابدا . » سؤال شد كه : « آيا ممكن بود كمتر كار كنند و كمتر پول بگيرند . » گفته بود : « بهيچوجه ، يا بايد به همين مقدار كار كنند يا اخراج شوند . » « 1 » « در نتيجهء اعتراضات شديدى كه از طرف محافل مختلف صورت گرفت ، در سال 1844 ، يك نفر از نمايندگان پيشنهاد كرد : كارگران روزى ده ساعت كار كنند . ولى پيشنهاد او

--> ( 1 ) . پولين گرگ ، تاريخ اجتماعى و اقتصادى انگلستان از سال 1760 تا 1950 . ترجمهء دكتر محمد حسين تمدن ( قبل از انتشار ) .